لسان الملك سپهر

1825

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

فرمود : تو نزد خداى كاسد « 1 » نيستى ، و به روايتى نزد خداى گران‌بهائى . و ديگر از براى امام حسن عليه السّلام هنگام طفوليت زبان مبارك بيرون مىآورد ، و او براى حمرت زبان مبارك خوشوقت مىشد . ديگر خوات بن جبير گويد : در ارض مر الظّهران فرود شديم از خيمه بيرون شدم جماعتى از زنان نيكو روى را ديدم كه با هم نشسته سخن مىكنند ، بازشدم و حلّه خود را در بر كرده نزد ايشان رفتم و بنشستم ، ناگاه رسول خداى بر من گذشت و فرمود : يا ابا عبد اللّه از بهر چه نزد ايشان بنشستى ؟ من بترسيدم و گفتم : شترى جهنده و نفور دارم خواستم تا ايشان از بهر من طعامى بپردازند ، پس پيغمبر روان شد من قفاى او گرفتم پس رداى خود به من انداخت و بدانجا كه اراك گويند در رفت و حاجت بگذاشت پس برآمد و گفت : يا ابا عبد اللّه چه كرد آن شتر نفور تو ؟ و از آن پس هر جا مرا ديدار مىكرد مىفرمود : السّلام عليك يا ابا عبد اللّه شتر نفور تو چه كرد ؟ چون به مدينه آمديم من از بيم آنكه ديگر چنين فرمايد از حضور آن حضرت و حاضر شدن به مسجد كنارى گرفتم . ديگر روز فرصتى بدست كرده مسجد را خلوت يافتم بدانجا شدم و به نماز ايستادم ناگاه پيغمبر از در درآمد و دو ركعت نماز سبك بگزاشت و نزديك من بنشست من نماز را دراز كردم كه طول مدت ملامت خاطر آن حضرت شود و برخيزد . فرمود : اى ابو عبد اللّه چندان‌كه خواهى اين نماز را دراز مىكن كه من اينجا خواهم بود ، من ناچار نماز بازدادم پس فرمود : السّلام عليك يا ابا عبد اللّه چه كرد شتر نفور تو ؟ گفتم بدان خداى كه ترا به راستى فرستاده كه آن شتر از روزى كه مسلمانى گرفته‌ام عادت نگذاشته و نفور نگشته پس دو نوبت يا سه نوبت فرمود : رحمك اللّه و به روايتى فرمود : اللّه اكبر ، اللّه اكبر اللّهم اهد ابا عبد اللّه و ديگر سخن نفرمود . و گاهى در حضرت پيغمبر مطايبات « 2 » به كار بسته‌اند و تبسم فرموده . ديگر ضحاك بن كلابى مردى كريه المنظر « 3 » بود قبل از نزول آيت حجاب نزد

--> ( 1 ) . كاسد : متاع كم مشترى . ( 2 ) . مطايبات جمع مطايبه : شوخى و مزاح را گويند . ( 3 ) . كريه المنظر : زشت و بد چهره .